maninews
خوانندگان عزیز لطفا با دادن نظر من را در نوشتن این وبلاگ یاری دهید.به نظرات شما حتما پاسخ داده حواهد شد.لطفا علاوه بر نظرات پیشنهادات خود را هم بنویسید.
پشهای در استکان آمد فرود به امید روزی که مردم اون قدر اگاه باشن که به اندازه ی پشه آزادی بخوان
تا بنوشد آنچه واپس مانده بود
کودکی ـ از شیطنت ـ بازی کنان،
بست با دستش دهان استکان!
پشه دیگر طعمهاش را لب نزد
جست تا از دام کودک وا رهد
خشک لب، میگشت، حیران، راهجو
زیر و بالا، بسته هر سو راه او
روزنی میجست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر
هر چه بر جهد و تکاپو میفزود
راه بیرون رفتن از چاهش نبود
آنقدر کوبید بر دیوار سر
تا فرو افتاد خونین بال و پر
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامیتر، عزیز
| Design By : Night Melody |

